در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ورزشی که با راکت و پرنده چوبی بین دو طرف شبکه بازی میشود.
A sport played with racquets hitting a shuttlecock over a net.
«او هر آخر هفته بدمینتون بازی میکند.»
“She plays badminton every weekend.”
«بدمینتون نیاز به واکنش سریع دارد.»
“Badminton requires quick reflexes.”