badminton

bad·min·ton/ˈbædmɪntən/
noun (اسم)common

اسم — بدمینتون

بدمینتون

ورزشی که با راکت و پرنده چوبی بین دو طرف شبکه بازی می‌شود.

A sport played with racquets hitting a shuttlecock over a net.

«او هر آخر هفته بدمینتون بازی می‌کند.»

She plays badminton every weekend.

«بدمینتون نیاز به واکنش سریع دارد.»

Badminton requires quick reflexes.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000