baffling

baf·fling/ˈbæflɪŋ/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more bafflingsuperlative (عالی): most baffling

صفت — گیج‌کننده

گیج‌کنندهسردرگم‌کننده

موجب سردرگمی یا گیجی شدن؛ معماگونه.

Causing confusion or puzzlement; perplexing.

«این معما همه را گیج کرده است.»

This puzzle is baffling everyone.

«توضیح او برای من گیج‌کننده بود.»

His explanation was baffling to me.

تفاوت با واژه‌های مشابه
confusingگیج‌کننده

رایج. برای چیزهای گیج‌کننده کاربردی است.

Common. Similar meaning, easy to use for puzzling things.

perplexingسردرگم‌کننده

رسمی. حس قوی‌تر سردرگم کردن دارد.

Formal. Stronger sense of causing confusion.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000