verb (فعل)commonpast (گذشته): bailedpast participle (مفعولی): bailed-ing (حال): bailing3rd (سوم): bails
فعل — وثیقه گذاشت
وثیقه گذاشتآزاد شد
آزاد شدن از زندان با پرداخت مبلغ وثیقه.
Secures release from jail by paying money.
«با پرداخت وجه وثیقه از زندان آزاد شد.»
“He bails out of jail by paying the fee.”
«پس از حادثه، دوستش را آزاد کرد.»
“She bails her friend after the accident.”
تفاوت با واژههای مشابه
releases— آزاد میکند
رایج. اصطلاحی کلی برای آزاد کردن کسی از بازداشت.
Common. General term for freeing someone from custody.