bails

/beɪlz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): bailedpast participle (مفعولی): bailed-ing (حال): bailing3rd (سوم): bails

فعل — وثیقه گذاشت

وثیقه گذاشتآزاد شد

آزاد شدن از زندان با پرداخت مبلغ وثیقه.

Secures release from jail by paying money.

«با پرداخت وجه وثیقه از زندان آزاد شد.»

He bails out of jail by paying the fee.

«پس از حادثه، دوستش را آزاد کرد.»

She bails her friend after the accident.

تفاوت با واژه‌های مشابه
releasesآزاد می‌کند

رایج. اصطلاحی کلی برای آزاد کردن کسی از بازداشت.

Common. General term for freeing someone from custody.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000