baldly

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

bald·ly/ˈbɔːldli/
baldplain, obvious, without extra details-lyin a manner of
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): baldposition (جایگاه): end

قید — به طور رک

به طور رکبی‌پرده

به صورت صریح، مستقیم و بی‌پرده

In a plain, direct, and blunt manner

«او به طور رک درباره شکست‌هایش صحبت کرد.»

He spoke baldly about his failures.

«آنها به طور بی‌پرده اتهام را رد کردند.»

They baldly denied the accusation.

تفاوت با واژه‌های مشابه
plainlyواضحاً

رایج است و اغلب به معنی واضح و ساده، در بسیاری از موارد جایگزین baldly می‌شود.

Common. Means clearly and simply, interchangeable with baldly in many contexts.

directlyمستقیماً

رایج است و به معنی بی‌تعارف بودن است که اغلب به baldly شباهت دارد.

Common. Indicates straightforwardness, often similar to baldly.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000