balls

/bɔːlz/
balla spherical object-splural marker
1noun (اسم)commonplural (جمع): balls

اسم — توپ‌ها

توپ‌هاگوی‌هاکلاف‌ها

جمع کلمه 'ball' که به اشیاء کروی مورد استفاده در بازی‌ها یا برای اهداف مختلف دیگر اشاره دارد.

Plural of 'ball', referring to spherical objects used in games, or for various other purposes.

«بچه‌ها با توپ‌های رنگارنگ بازی می‌کردند.»

The children were playing with colorful balls.

«او سه توپ را ماهرانه با دست چرخاند.»

He juggled three balls skillfully.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spheresکره‌ها

رسمی/فنی. هنگام تأکید بر شکل هندسی استفاده می‌شود. 'کره‌های سیاره‌ای' درست است، اما 'شوت کردن کره‌ها' غیرطبیعی به نظر می‌رسد.

Formal/Technical. Used when emphasizing the geometric shape. 'Planetary spheres' works, but 'kicking spheres' sounds unnatural.

orbsگوی‌ها

ادبی/کهن. اغلب به اجرام آسمانی یا گوی‌های درخشان عرفانی اشاره دارد. 'گوی‌های بلورین' درست است، اما 'گوی‌های تنیس' نه.

Literary/Archaic. Often refers to celestial bodies or mystical, glowing spheres. 'Crystal orbs' works, but not 'tennis orbs'.

2noun (اسم)vulgarplural (جمع): balls

اسم — بیضه‌ها

بیضه‌هاخایه‌ها

یک اصطلاح غیررسمی یا رکیک برای بیضه‌ها.

An informal or vulgar term for testicles.

«او درست به بیضه‌هایش لگد زد.»

He kicked him right in the balls.

«این کار جسارت زیادی می‌خواهد.»

That takes some balls to do.

تفاوت با واژه‌های مشابه
testiclesبیضه‌ها

فنی/رسمی. اصطلاح آناتومیکی. 'کتاب‌های پزشکی به بیضه‌ها اشاره می‌کنند' درست است، اما 'او به بیضه‌هایش ضربه خورد' در گفتار روزمره کمتر از 'balls' رایج است.

Technical/Formal. The anatomical term. 'Medical textbooks refer to testicles' works, but 'He got hit in the testicles' is less common in casual speech than 'balls'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000