صفت — جسورترین
داشتن بیشترین گستاخی، جسارت، یا اعتماد به نفس، غالباً به شیوهای بیپروا یا پرخاشگرانه.
Having the most audacity, courage, or confidence, often in a reckless or aggressive way.
«آن جسورانهترین حرکتی بود که تا به حال در یک مذاکره دیدهام.»
“That was the ballsiest move I've ever seen in a negotiation.”
«او جسورانهترین تصمیم را برای رویارویی مستقیم با رئیسش گرفت.»
“He made the ballsiest decision to confront his boss directly.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. اغلب میتواند جای 'ballsiest' را در بافت شجاعت بگیرد، اما بار معنایی غیررسمی و گاهی پرخاشگرانه آن را ندارد. 'حرکت جسورانه' کار میکند، 'حرکت گستاخانه' هم کار میکند اما جسارت بیشتری را القا میکند. برخلاف 'ballsiest' میتواند در بافتهای رسمی استفاده شود.
Common. Can often replace 'ballsiest' in contexts of bravery, but lacks the informal and sometimes aggressive connotation. 'The boldest move' works, 'the ballsiest move' also works but implies more daring. Can be used in formal contexts, unlike 'ballsiest'.