bander

ban·der/ˈbændər/
banda strip of material; a group of people-erone who performs an action
1noun (اسم)technicalplural (جمع): banders

اسم — بندزن

بندزندستگاه بندزن

فرد یا وسیله‌ای که باند یا حلقه را به چیزی می‌بندد، به ویژه به حیوانات برای شناسایی یا به اشیا برای بسته‌بندی.

A person or device that applies bands, especially to animals for identification or to objects for bundling.

«بندزن پرنده با دقت حلقه‌ای کوچک به پای جوجه بست.»

The bird bander carefully attached a small ring to the chick's leg.

«یک دستگاه بندزن خودکار روزنامه‌ها را به سرعت بسته‌بندی می‌کند.»

An automated bander bundles newspapers quickly.

2verb (فعل)literarypast (گذشته): banderedpast participle (مفعولی): bandered-ing (حال): bandering3rd (سوم): banders

فعل — شوخی کردن

شوخی کردنکَل‌کَل کردن

با شوخی‌های سبک و دوستانه با کسی بگومگو کردن یا کَل‌کَل کردن.

To engage in light-hearted, playful teasing or banter. (Often used reflexively as 'bander with')

«دوستان قدیمی درباره جوانی‌شان با هم شوخی می‌کردند.»

The old friends bandered with each other about their youth.

«او دوست داشت با همکارانش به خوبی شوخی کند.»

She loved to bander good-naturedly with her colleagues.

تفاوت با واژه‌های مشابه
banterبگو مگو

روزمره. رایج‌ترین مترادف، به طور مستقیم به فعالیت گفتگوی شوخ‌طبعانه و بازیگوشانه اشاره دارد. 'Bander' کمیاب‌تر است و اغلب به معنای یک عمل عمدی‌تر از کنایه زدن است. 'آنها تمام عصر بگو مگو کردند' رایج است، 'آنها تمام عصر شوخی کردند' کمتر.

Everyday. The most common synonym, directly referring to the activity of good-humored, playful conversation. 'Bander' is rarer and often implies a more deliberate act of teasing. 'They bantered all evening' is common, 'they bandered all evening' is less so.

teaseدست انداختن

روزمره. می‌تواند بازیگوشانه یا گاهی کمی بدخواهانه باشد. 'Bander' به معنای بازی کاملاً خوش‌طینت است. 'او خواهرش را دست انداخت' ممکن است کمی آزار را نشان دهد، در حالی که 'او با خواهرش شوخی کرد' سرگرمی متقابل را نشان می‌دهد.

Everyday. Can be playful or sometimes slightly malicious. 'Bander' implies purely good-natured play. 'He teased his sister' might imply a bit of annoyance, while 'he bandered with his sister' suggests mutual fun.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000