barfing

barf·ing/ˈbɑrfɪŋ/
verb (فعل)informalpast (گذشته): barfedpast participle (مفعولی): barfed-ing (حال): barfing3rd (سوم): barfs

فعل — استفراغ کردن (عامیانه)

استفراغ کردن (عامیانه)

شکل حال استمراری فعل 'barf' به معنای استفراغ کردن.

Present participle of 'barf': to vomit.

«بعد از شام تمام شب استفراغ کرد.»

He was barfing all night after the dinner.

«سگ روی فرش استفراغ می‌کند.»

The dog is barfing on the carpet.

تفاوت با واژه‌های مشابه
vomitingاستفراغ کردن

رایج. رسمی‌تر از 'barfing' است.

Common. Formal than 'barfing'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000