beal

/biːl/
1noun (اسم)archaicplural (جمع): beals

اسم — جوش

جوشکورکدمل چرکی

یک زخم چرکی؛ یک جوش یا کورک.

A suppurating sore; a pustule or boil.

«عفونت باعث ایجاد دمل چرکی دردناکی روی بازویش شد.»

The infection caused a painful beal on his arm.

«او کورک را با کمپرس گرم درمان کرد.»

She treated the beal with a warm compress.

تفاوت با واژه‌های مشابه
boilکورک

روزمره. اصطلاحی رایج برای توده دردناک و چرکی زیر پوست که اغلب به دلیل عفونت باکتریایی ایجاد می‌شود. در بافت‌های پزشکی و عمومی با 'beal' قابل تعویض است، هرچند 'beal' کمتر رایج است. 'boil' را برای استفاده عمومی به کار ببرید.

Everyday. A common term for a painful, pus-filled lump under the skin, often caused by bacterial infection. Interchangeable with 'beal' in medical and common contexts, though 'beal' is less common. Use 'boil' for general use.

2verb (فعل)archaicpast (گذشته): bealedpast participle (مفعولی): bealed-ing (حال): bealing3rd (سوم): beals

فعل — چرک کردن

چرک کردندمل شدن

چرک کردن یا دمل شدن، مانند زخم.

To fester or suppurate, as a wound.

«بریدگی درمان‌نشده به شدت شروع به چرک کردن کرد.»

The untreated cut began to beal badly.

«زخم قدیمی‌اش در هوای مرطوب اغلب دمل می‌شد.»

His old wound would often beal during humid weather.

تفاوت با واژه‌های مشابه
festerچرک کردن

روزمره. بدتر شدن یا شدیدتر شدن، به ویژه به دلیل بی‌توجهی؛ برای زخم‌هایی که عفونی شده و چرک می‌کنند استفاده می‌شود. بسیار شبیه 'beal' است اما رایج‌تر بوده و می‌تواند به مشکلات غیرفیزیکی نیز اشاره داشته باشد. برای زخم‌ها قابل تعویض است.

Everyday. To become worse or more intense, especially through neglect; used for wounds that become infected and produce pus. Very similar to 'beal' but more common and can also refer to non-physical problems. Interchangeable for wounds.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000