bedded

bed·ded/ˈbɛdɪd/
adjective (صفت)formal

صفت — خوابیده

خوابیدهقرار گرفته

خوابیده یا قرار گرفته در تخت یا جای آماده‌شده.

Laid or placed in a bed or a prepared place.

«دانه‌ها در خاک حاصلخیز کاشته شدند.»

The seeds were bedded in the fertile soil.

«او زود برای شب خوابید.»

He bedded down for the night early.

تفاوت با واژه‌های مشابه
laidگذاشته شده

رایج. معنی مشابه ولی جایگذاری کلی‌تر و الزاماً روی تخت نیست.

Common. Similar meaning but more general placement, not necessarily in a bed.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000