beg off

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/bɛɡ ɔf/
phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — عذر خواستن و کنار کشیدن

عذر خواستن و کنار کشیدنمعاف شدن خواستن

برای معاف شدن از یک قرار، وظیفه یا دعوت عذر خواستن.

to ask to be excused from an arrangement, duty, or invitation

«مجبور شدم برای شام امشب عذرخواهی کنم و نروم.»

I had to beg off the dinner tonight.

«او به دلیل پزشکی خواست از وظیفهٔ هیئت منصفه معاف شود.»

She begged off jury duty for medical reasons.

تفاوت با واژه‌های مشابه
declineرد کردن

رسمی. برای نپذیرفتن دعوت جای beg off می‌آید: She declined the invitation درست است، اما برای کنار کشیدن از وظیفه‌ای که پذیرفته‌اید مناسب نیست.

Formal. It can replace 'beg off' for refusing an invitation: 'She declined the invitation' works, but not for asking to leave a duty after agreeing.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000