bereavements

be·reave·ments/bɪˈriːvmənts/
be-by / thoroughlyreaveto rob / plunder-mentresult of an action / state
noun (اسم)formalplural (جمع): bereavements

اسم — عزاداری

عزاداریداغداری

وضعیت از دست دادن یک عزیز در اثر مرگ.

The state of having lost a loved one through death.

«ما در داغداری شما عمیق‌ترین تسلیت خود را ابراز می‌کنیم.»

We offer our deepest condolences in your bereavement.

«این خانواده امسال با چندین داغداری کنار می‌آیند.»

The family is coping with several bereavements this year.

تفاوت با واژه‌های مشابه
griefغم و اندوه

روزمره. 'grief' بیشتر به رنج عاطفی ناشی از فقدان اشاره دارد، در حالی که 'bereavement' به حالت فقدان اشاره می‌کند. اغلب با هم استفاده می‌شوند اما همیشه قابل تعویض نیستند. شما در دوران داغداری، غم و اندوه را تجربه می‌کنید.

Everyday. 'Grief' refers more to the emotional suffering caused by loss, while 'bereavement' refers to the state of having suffered the loss. They are often used together but not always interchangeable. You feel grief during bereavement.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000