berber

Ber·ber/ˈbɜːrbər/
1noun (اسم)commonplural (جمع): Berbers

اسم — بربر

بربرآمازیغ

یکی از اعضای یک گروه قومی بومی شمال آفریقا که به زبان‌های بربری صحبت می‌کنند.

A member of an ethnic group indigenous to North Africa, speaking Berber languages.

«بربرها میراث فرهنگی غنی دارند.»

The Berbers have a rich cultural heritage.

«بسیاری از بربرها هنوز در روستاهای سنتی زندگی می‌کنند.»

Many Berbers still live in traditional villages.

2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more Berbersuperlative (عالی): most Berber

صفت — بربری

بربری

مربوط به بربرها یا زبان‌ها یا فرهنگ آنها.

Relating to the Berbers or their languages or culture.

«او آداب و رسوم بربری را مطالعه می‌کند.»

She is studying Berber customs.

«موزه مجموعه‌ای از آثار باستانی بربری دارد.»

The museum has a collection of Berber artifacts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000