bestrides

be·strides/bɪˈstraɪdz/
verb (فعل)formalpast (گذشته): bestrodepast participle (مفعولی): bestridden-ing (حال): bestriding3rd (سوم): bestrides

فعل — پا در میان گذاشتن

پا در میان گذاشتنبر روی چیزی نشستن

نشستن یا ایستادن طوری که هر پا در دو طرف چیزی قرار بگیرد.

To sit or stand with one leg on each side of something.

«او با اطمینان روی اسب نشسته است.»

He bestrides the horse confidently.

«مجسمه بر ورودی پل پا گذاشته است.»

The statue bestrides the bridge entrance.

تفاوت با واژه‌های مشابه
straddleپا در میان گذاشتن

رایج. مترادف دقیق و قابل تعویض در بسیاری از زمینه‌ها.

Common. Exact synonym used interchangeably in many contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000