betted

bet·ted/ˈbɛtɪd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): bettedpast participle (مفعولی): betted-ing (حال): betting3rd (سوم): bets

فعل — شرط بندی کرد

شرط بندی کرد

گذشته فعل bet؛ ریسک کردن پول روی یک بازی یا رخداد

past tense and past participle of bet; risked money on a game or event

«او تمام پس‌اندازش را روی آن اسب شرط بست.»

He betted all his savings on the horse.

«آنها زیاد روی بازی شرط‌بندی کردند.»

They betted heavily on the game.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wageredقمار کرد

رایج. در زمینه شرط‌بندی قابل جایگزین است.

Common. Interchangeable in gambling contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000