verb (فعل)commonpast (گذشته): betpast participle (مفعولی): bet-ing (حال): betting3rd (سوم): bets
فعل — شرط بستن
شرط بستنقمار کردن
ریسک کردن پول یا چیزی با ارزش روی یک رویداد نامطمئن.
To risk money or something valuable on an uncertain event.
«او روی مسابقات اسبدوانی شرط میبندد.»
“He bets on horse races.”
«آنها همه پولشان را شرط بستند.»
“They bet all their money.”
تفاوت با واژههای مشابه
wager— شرط بستن
رسمی. در زمینه قمار معنای مشابه دارد.
Formal. Similar meaning often used in gambling contexts.