اسم — شرطبند
شخصی که روی نتیجه یک بازی، مسابقه یا رویداد غیرقابل پیشبینی شرط میبندد.
A person who bets money or something else of value on a game, race, or other unpredictable event.
«شرطبند مبلغ زیادی روی اسب مورد علاقه گذاشت.»
“The bettor placed a large sum on the favorite horse.”
«او به عنوان یک شرطبند زیرک در کازینوی محلی شناخته میشود.»
“He is known as a shrewd bettor in the local casino.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج، روزمره. تا حد زیادی با 'bettor' قابل تعویض است اما اغلب بار معنایی کمی منفیتر دارد و به کسی اشاره میکند که عادت به قمار دارد، احتمالاً بیش از حد. 'او یک شرطبند جدی در مسابقات اسبدوانی است' در مقابل 'او یک قمارباز است که همهچیزش را از دست داد.'
Common, everyday. Largely interchangeable with 'bettor' but often carries a slightly more negative connotation, implying someone who gambles habitually, potentially to excess. 'He's a serious bettor on horse races' vs. 'He's a gambler who lost everything'.
در انگلیسی بریتانیایی رایج است. در بیشتر زمینهها، به ویژه شرطبندی ورزشی، مستقیماً با 'bettor' قابل تعویض است. در انگلیسی آمریکایی کمتر رایج است. 'شرطبندها شرطهای خود را گذاشتند' صحیح است، 'او یک شرطبند با شرطهای سنگین است' نیز صحیح است.
Common in British English. Directly interchangeable with 'bettor' in most contexts, especially sports betting. Less common in American English. 'The punters placed their wagers' works, 'She's a high-stakes punter' also works.