blare

/blɛər/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): blaredpast participle (مفعولی): blared-ing (حال): blaring3rd (سوم): blares

فعل — صدای بلند و گوش‌خراش دادن

صدای بلند و گوش‌خراش دادنفریاد زدن (با صدای بلند)

(صدای بلند یا موسیقی) صدای بلند و گوش‌خراش تولید کردن یا باعث تولید آن شدن.

(Of a loud noise or music) make or cause to make a loud, harsh sound.

«رادیو موسیقی راک را با صدای بلند از پنجره باز پخش می‌کرد.»

The radio blared rock music from the open window.

«در ترافیک ساعت شلوغی، بوق‌ها با صدای بلند به صدا درآمدند.»

Horns blared in the rush hour traffic.

تفاوت با واژه‌های مشابه
blastصدای مهیب ایجاد کردن

رایج. اغلب برای صداهای ناگهانی، قدرتمند و بلند، مانند انفجار یا بوق استفاده می‌شود. «بوق ماشین به شدت صدا داد.»

Common. Often used for sudden, powerful, and loud noises, like an explosion or a horn. 'The car horn blasted loudly.'

resoundطنین‌انداز شدن

رسمی/ادبی. مکانی را با صدا پر کردن؛ با صدای بلند اکو شدن. به معنای طولانی بودن صدا و پر کردن فضا است، در حالی که 'blare' بیشتر به گوش‌خراشی صدای فوری اشاره دارد. «سالن از خنده طنین‌انداز شد.»

Formal/Literary. To fill a place with sound; echo loudly. It implies the sound is prolonged and fills the space, whereas 'blare' is more about the harshness of the immediate sound. 'The hall resounded with laughter.'

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): blares

اسم — صدای بلند

صدای بلندفریاد بلند

صدای بلند و گوش‌خراش.

A loud, harsh sound.

«صدای بلند شیپورها ورود آنها را اعلام کرد.»

The blare of the trumpets announced their arrival.

«از بلندی صدای موسیقی نمی‌توانستم فکر کنم.»

I couldn't hear myself think over the blare of the music.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dinهمهمه، سر و صدا

رایج. یک صدای طولانی، ناخوشایند و بلند، اغلب ترکیبی از صداها. «همهمه ترافیک شهر.»

Common. A prolonged, unpleasant, and loud noise, often a mixture of sounds. 'The din of the city traffic.'

clamorهیاهو، فریاد

رسمی/ادبی. صدای بلند و درهم برهم، به ویژه صدای فریاد مردم. «هیاهوی جمعیت.»

Formal/Literary. A loud and confused noise, especially that of people shouting. 'The clamor of the crowd.'

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000