blare
فعل — صدای بلند و گوشخراش دادن
(صدای بلند یا موسیقی) صدای بلند و گوشخراش تولید کردن یا باعث تولید آن شدن.
(Of a loud noise or music) make or cause to make a loud, harsh sound.
«رادیو موسیقی راک را با صدای بلند از پنجره باز پخش میکرد.»
“The radio blared rock music from the open window.”
«در ترافیک ساعت شلوغی، بوقها با صدای بلند به صدا درآمدند.»
“Horns blared in the rush hour traffic.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. اغلب برای صداهای ناگهانی، قدرتمند و بلند، مانند انفجار یا بوق استفاده میشود. «بوق ماشین به شدت صدا داد.»
Common. Often used for sudden, powerful, and loud noises, like an explosion or a horn. 'The car horn blasted loudly.'
رسمی/ادبی. مکانی را با صدا پر کردن؛ با صدای بلند اکو شدن. به معنای طولانی بودن صدا و پر کردن فضا است، در حالی که 'blare' بیشتر به گوشخراشی صدای فوری اشاره دارد. «سالن از خنده طنینانداز شد.»
Formal/Literary. To fill a place with sound; echo loudly. It implies the sound is prolonged and fills the space, whereas 'blare' is more about the harshness of the immediate sound. 'The hall resounded with laughter.'
متضادها
اسم — صدای بلند
صدای بلند و گوشخراش.
A loud, harsh sound.
«صدای بلند شیپورها ورود آنها را اعلام کرد.»
“The blare of the trumpets announced their arrival.”
«از بلندی صدای موسیقی نمیتوانستم فکر کنم.»
“I couldn't hear myself think over the blare of the music.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. یک صدای طولانی، ناخوشایند و بلند، اغلب ترکیبی از صداها. «همهمه ترافیک شهر.»
Common. A prolonged, unpleasant, and loud noise, often a mixture of sounds. 'The din of the city traffic.'
رسمی/ادبی. صدای بلند و درهم برهم، به ویژه صدای فریاد مردم. «هیاهوی جمعیت.»
Formal/Literary. A loud and confused noise, especially that of people shouting. 'The clamor of the crowd.'