blanketing

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

blank·et·ing/ˈblæŋ.kɪtɪŋ/
blanketa covering-ingaction or process
noun (اسم)common

اسم — پوشش کامل

پوشش کاملپتوپوشی

عمل پوشاندن کامل چیزی، مانند با یک پتو.

The act of covering something completely, like with a blanket.

«برف، پوششی کامل بر مزارع فراهم کرد.»

“The snow provided a blanketing over the fields.”

«مه باعث پوشش کامل شهر شد.»

“Fog caused a blanketing effect on the city.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
covering— پوشش

اصطلاح عمومی برای چیزی که می‌پوشاند؛ در بسیاری موارد با blanketing قابل تعویض است.

General term for something that covers; interchangeable with blanketing in many contexts.

layering— لایه‌گذاری

فنی. در زمینه‌هایی مانند هوا یا مواد؛ مرتبط ولی دقیق نیست.

Technical. In contexts like weather or materials; related but not exact.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000