bloodily

/ˈblʌdɪli/
bloodred fluid in body-ycharacterized by-lyadverb forming suffix
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): bloodyposition (جایگاه): end

قید — به طور خونین

به طور خونینبه شکلی خشونت‌آمیز

به روشی خونین یا خشونت‌آمیز.

In a bloody or violent manner.

«نبرد پس از ساعت‌ها جنگ به صورت خونینی پایان یافت.»

The battle ended bloodily after hours of fighting.

«او در درگیری به شدت زخمی شد.»

He was bloodily wounded in the conflict.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000