blooey

/ˈbluːi/
adverb (قید)informal

قید — کاملاً خراب

کاملاً خراببه هم ریخته

به‌شدت خراب، نابود یا در حال به هم ریختگی؛ کاملاً خراب‌شده.

In a ruined, broken, or confused condition; completely messed up.

«کل برنامه پس از باران‌های غیرمنتظره کاملاً خراب شد.»

The whole plan went blooey after the unexpected rains.

«موتور به طور کامل خراب شد و کار نکرد.»

The engine blew blooey and stopped working.

تفاوت با واژه‌های مشابه
awryنامنظم

رسمی. به معنای نامنظم یا اشتباه است ولی کمتر غیررسمی است.

Formal. Means something has gone wrong or askew, but less colloquial.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000