blurring

blur·ring/ˈblɜːrɪŋ/
noun (اسم)common

اسم — تار شدن

تار شدنمحو شدنتارگی

فرآیند یا حالتی که در آن چیزی واضح یا مشخص نیست و تار یا مبهم می‌شود.

The process or effect of becoming unclear, indistinct, or less sharp.

«تار شدن عکس باعث شد جزئیات سخت دیده شوند.»

The blurring of the photo made it hard to see details.

«حدود بین کار و خانه مبهم شده بود.»

There was a blurring of the lines between work and home.

تفاوت با واژه‌های مشابه
smudgingکثیف شدن

رایج. به ظاهر کدر یا لکه‌دار اشاره دارد، مشابه blurring اما ممکن است شامل کثیفی باشد.

Common. Refers to an unclear or smeared appearance, similar to blurring but can involve dirt or smudge.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000