bodge

/bɒdʒ/
verb (فعل)informalpast (گذشته): bodgedpast participle (مفعولی): bodged-ing (حال): bodging3rd (سوم): bodges

فعل — بدنام کردن

بدنام کردنبی‌دقت تعمیر کردن

به‌صورت ناشیانه یا بی‌دقت چیزی را ساختن یا تعمیر کردن.

To make or repair something in a clumsy or careless way.

«دیر وقت شب تعمیر را به‌صورت ناشیانه انجام داد.»

He bodged the repair last night.

«کابل‌کشی را بی‌دقت انجام نده که ممکن است اتصال کوتاه شود.»

Don’t bodge the wiring or it may short-circuit.

تفاوت با واژه‌های مشابه
botchناقص انجام دادن

مترادف غیررسمی به معنی ضعیف انجام دادن کار، اغلب قابل تعویض.

Informal synonym meaning to do something badly, often interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000