boiling point

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

boil·ing point/ˈbɔɪlɪŋ pɔɪnt/
1noun (اسم)technicalplural (جمع): boiling points

اسم — نقطه جوش

نقطه جوشدمای جوش

دمایی که در آن مایع به گاز تبدیل می‌شود.

The temperature at which a liquid changes into a gas.

«نمک نقطه جوش آب را کمی بالا می‌برد.»

Salt slightly raises water's boiling point.

«هر مایع نقطه جوش متفاوتی دارد.»

Each liquid has a different boiling point.

2noun (اسم)common

اسم — حد انفجار

حد انفجاراوج تنشآستانه تحمل

مرحله‌ای که در آن خشم، تنش یا وضعیتی دشوار دیگر قابل مهار نیست.

The stage at which anger, tension, or a difficult situation can no longer be controlled.

«تنش در اداره به اوج رسید.»

Tension in the office reached boiling point.

«خشم او به آستانه انفجار رسیده بود.»

His anger was near boiling point.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000