phrase (عبارت)common
عبارت — زحمت کشیدن برای
زحمت کشیدن برایوقت گذاشتن روی
زحمت کشیدن یا وقت گذاشتن برای انجام کاری، غالباً با بیمیلی.
To take the effort to do something, often reluctantly.
«او زحمت تلفن دادن قبل از آمدن را نکرد.»
“He didn’t bother to call before coming.”
«او زحمت کشید و خودش مشکل را تعمیر کرد.»
“She bothered to fix the problem herself.”