bragged

/bræɡd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): braggedpast participle (مفعولی): bragged-ing (حال): bragging3rd (سوم): brags

فعل — غر زدن

غر زدنخودنمایی کردن

با غرور درباره موفقیت‌ها یا دارایی‌ها صحبت کردن به گونه‌ای که دیگران را تحت تأثیر قرار دهد.

To talk with pride about achievements or possessions in a way that shows off.

«او درباره برنده شدن در مسابقه غر زد.»

He bragged about winning the race.

«او درباره ماشین جدیدش خودنمایی کرد.»

She bragged of her new car.

تفاوت با واژه‌های مشابه
boastedدست بالا گرفتن

معمولی. معنای مشابه با تاکید بر صحبت مغرورانه.

Common. Similar meaning emphasizing prideful talk.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000