در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به آرامی در مایع پخته شده، معمولاً پس از سرخ کردن اولیه.
Cooked slowly in liquid, usually after browning the food first.
«او گوشت گاو بخارپز شده را با سبزیجات سرو کرد.»
“She served braised beef with vegetables.”
«خوراکهای بخارپز شده نرم و خوشطعم هستند.»
“Braised dishes are tender and flavorful.”