در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ایجاد درد شدید استخوان یا شبیه به استخوان شکسته؛ بسیار دردناک.
Causing severe bone pain or resembling a broken bone; very painful.
«او بعد از حادثه درد شدید استخوان داشت.»
“He felt breakbone pain after the accident.”
«این بیماری باعث تب درد شدید استخوان میشود.»
“The disease causes breakbone fever.”
رسمی/غیررسمی. درد بسیار شدید مانند breakbone را توصیف میکند.
Formal/informal. Describes extreme pain similar to breakbone.
رایج. شدت را تأکید میکند ولی معنای وسیعتری از درد دارد.
Common. Emphasizes intensity; broader meaning than just pain.