در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
گذشته فعل breakfast به معنی خوردن اولین وعده غذایی روز.
Past tense of 'breakfast'; to have eaten the first meal of the day.
«او صبحانه را زود پیش از ترک خانه خورد.»
“She breakfasted early before leaving home.”
«ما در کافه کوچکی نزدیک صبحانه خوردیم.»
“We breakfasted at a small café nearby.”