breaker

break·er/ˈbreɪkər/
breakto separate or shatter-erperson or thing that does an action
noun (اسم)commonplural (جمع): breakers

اسم — قطع‌کننده

قطع‌کنندهشکننده

دستگاهی که جریان برق را قطع می‌کند یا چیزی که می‌شکند

a device that interrupts electrical flow or something that breaks

«قطع‌کننده مدار هنگام طوفان عمل کرد.»

The breaker tripped during the storm.

«او شکننده عادت‌های بد است.»

He is the breaker of bad habits.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000