در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
اولین وعده غذایی روز، که معمولاً صبح خورده میشود.
The first meal of the day, typically eaten in the morning.
«من معمولاً برای صبحانه تخم مرغ میخورم.»
“I usually eat eggs for breakfast.”
«ساعت چند صبحانه میخورید؟»
“What time do you have breakfast?”
متداول. وعدهای که در اواخر صبح خورده میشود و صبحانه و ناهار را ترکیب میکند. 'یکشنبه برانچ میخوریم' درست است، اما 'من هر روز برانچ میخورم' معمول نیست زیرا به این معنی است که شما صبحانه/ناهار معمولی را حذف میکنید.
Common. A meal eaten in the late morning, combining breakfast and lunch. 'We're having brunch on Sunday' works, but 'I eat brunch every day' is not typical as it implies you skip regular breakfast/lunch.
صبحانه خوردن.
To eat breakfast.
«ما صبحانه را زود خوردیم و سپس به پیادهروی رفتیم.»
“We breakfasted early and then went for a hike.”
«او هر روز با غلات صبحانه میخورد.»
“He breakfasts on cereal every day.”