broils

/brɔɪlz/
broilto cook food by exposure to direct radiant heat
1verb (فعل)commonpast (گذشته): broiledpast participle (مفعولی): broiled-ing (حال): broiling3rd (سوم): broils

فعل — کباب کردن (با حرارت مستقیم)

کباب کردن (با حرارت مستقیم)بریان کردن

(در مورد گوشت یا سایر غذاها) پختن با قرار گرفتن در معرض حرارت مستقیم و تابشی.

(Of meat or other food) to cook by exposure to direct radiant heat.

«سرآشپز ماهی سالمون را برای ده دقیقه از هر طرف کباب می‌کند.»

The chef broils the salmon for ten minutes on each side.

«او سبزیجات را کباب می‌کند تا نرم و کمی برشته شوند.»

She broils the vegetables until they are tender and slightly charred.

تفاوت با واژه‌های مشابه
grillکباب کردن (روی توری)

روزمره. پختن غذا با استفاده از گریل، که معمولاً شامل پختن بالای یا زیر منبع حرارت مستقیم روی یک توری فلزی است. «گریل» اغلب روی شعله باز انجام می‌شود، در حالی که «برویل» معمولاً در فر است. هر دو نتایج مشابهی دارند اما با تجهیزات متفاوت.

Everyday. To cook food using a grill, which typically involves cooking over or under a source of direct heat on a metal grate. 'Grill' is often done over an open flame, whereas 'broil' is usually in an oven. Both achieve similar results but with different equipment.

roastبریان کردن (در فر)

روزمره. پختن غذا، به ویژه گوشت، با قرار گرفتن طولانی مدت در معرض حرارت در فر یا روی آتش. «روست» معمولاً به پختن تکه‌های بزرگ‌تر گوشت یا اقلام کامل در فر یا روی آتش با حرارت غیرمستقیم اشاره دارد، در حالی که 'broil' از حرارت مستقیم و شدید برای پخت سریع‌تر، معمولاً برای تکه‌های کوچک‌تر استفاده می‌کند.

Everyday. To cook food, especially meat, by prolonged exposure to heat in an oven or over a fire. 'Roast' typically refers to cooking larger cuts of meat or whole items in an oven or over a fire with indirect heat, while 'broil' uses direct, intense heat for quicker cooking, usually for smaller cuts.

2verb (فعل)literarypast (گذشته): broiledpast participle (مفعولی): broiled-ing (حال): broiling3rd (سوم): broils

فعل — برافروخته شدن

برافروخته شدنجوشیدنغلیان کردن

(در مورد یک شخص یا موقعیت) در حالت حرارت شدید، عصبانیت یا آشفتگی قرار گرفتن یا ایجاد کردن.

(Of a person or a situation) to be or cause to be in a state of intense heat, anger, or agitation.

«او از بی‌عدالتی که با آن روبرو شد، در خشم می‌جوشد.»

He broils in anger over the injustice he faced.

«شهر زیر گرمای طاقت‌فرسای تابستان می‌جوشد.»

The city broils under the oppressive summer heat.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fumeخشمگین بودن

روزمره. بیان خشم زیاد. «خشمگین بودن» به خشم درونی و جوشان اشاره دارد که اغلب با غرغر یا ابراز نارضایتی منتشر می‌شود، بدون لزوماً انفجاری. 'Broil' نیز می‌تواند این حالت درونی را نشان دهد، اما اغلب با حس 'پخته شدن' توسط موقعیت است.

Everyday. To express great anger. 'Fume' suggests an internal, boiling anger, often expressed through grumbling or radiating displeasure, without necessarily an outburst. 'Broil' can also imply this internal state, but often with a sense of being 'cooked' by the situation.

seetheجوشیدن از خشم

روزمره. پر از خشم شدید اما ابراز نشده بودن. «جوشیدن از خشم» به شدت بر ماهیت پنهان و درونی خشم تأکید دارد. 'Broil' مشابه است اما می‌تواند به علائم بیرونی آشفتگی نیز اشاره کند.

Everyday. To be filled with intense but unexpressed anger. 'Seethe' strongly emphasizes the hidden, internal nature of the anger. 'Broil' is similar but can also imply external signs of agitation.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000