broken hearted

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

bro·ken heart·ed/ˌbroʊkən ˈhɑrtɪd/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more broken heartedsuperlative (عالی): most broken hearted

صفت — دل‌شکسته

دل‌شکستهغمگین

به‌دلیل فقدان یا ناکامی در عشق، بسیار غمگین و دل‌شکسته.

extremely sad because of loss or failed love

«او پس از جدایی دل‌شکسته بود.»

He was broken hearted after the breakup.

«خوانندهٔ دل‌شکسته اجرایش را لغو کرد.»

The broken hearted singer canceled her show.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000