bugling

bug·ling/ˈbjuːɡlɪŋ/
buglea brass musical instrument-ingpresent participle/gerund form
verb (فعل)commonpast (گذشته): bugledpast participle (مفعولی): bugled-ing (حال): bugling3rd (سوم): bugles

فعل — نفیر کشیدن

نفیر کشیدنبوق‌زدن

ایجاد صدایی بلند مثل بوق ترومپت، معمولاً توسط حیواناتی مانند گوزن

making a loud, trumpet-like sound, typically by animals like deer

«گوزن‌ها در سپیده‌دم نفیر کشیدند.»

The deer were bugling at dawn.

«سربازان با بوق دستور آغاز حرکت دادند.»

Soldiers bugling signaled the start of the march.

تفاوت با واژه‌های مشابه
callingصدا کردن

معمولی. به طور کلی به ایجاد صدا برای جذب اشاره دارد؛ bugling صدای خاصی است.

Common. General term for making sound to attract; 'bugling' is specific to a trumpet-like call.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000