در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
برآمدگی دردناک در کنار انگشت بزرگ پا.
A painful swelling on the side of the big toe.
«او به خاطر پوشیدن کفش تنگ هالوکس دارد.»
“He has a bunion from wearing tight shoes.”
«هالوکسها ممکن است راه رفتن را دردناک کنند.»
“Bunions can make walking painful.”