bunted

bunt·ed/bʌntɪd/
verb (فعل)technicalpast (گذشته): buntedpast participle (مفعولی): bunted-ing (حال): bunting3rd (سوم): bunts

فعل — بنت زدن در بیسبال

بنت زدن در بیسبالآرام ضربه زدن به توپ

توپ بیسبال را بدون حرکت کامل چوب به آرامی بزنند تا چند قدم حرکت کند

to lightly tap a baseball without swinging to make it roll a short distance

«او توپ را بنت زد تا بازیکن جلو برود.»

He bunted the ball to advance the runner.

«ضارب به خوبی بنت زد و به اولین منزل رسید.»

The batter bunted successfully and reached first base.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tapکمی ضربه زدن

متداول. کلمه کلی برای ضربه سبک؛ بنت مخصوص بیسبال است.

Common. General word for light hitting; 'bunt' is specific to baseball.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000