burble

bur·ble/ˈbɜːrbəl/
verb (فعل)commonpast (گذشته): burbledpast participle (مفعولی): burbled-ing (حال): burb·ling3rd (سوم): burbles

فعل — جوشیدن

جوشیدنزیر لب صحبت کردن

صدای مداوم و مکث‌دار مانند جوشیدن یا زمزمه کردن ایجاد کردن، معمولاً از آب یا صدای آرام.

To make a continuous bubbling or murmuring sound, often from water or a low voice.

«جویی به آرامی کنار راه می‌جوشید.»

The brook burbled gently beside the path.

«او در طول ارائه عصبی زیر لب صحبت می‌کرد.»

He burbled nervously during the presentation.

تفاوت با واژه‌های مشابه
babbleمالیدن و صحبت کردن بی‌وقفه

رایج. معنای مشابه هنگام اشاره به صداهای ممتد یا صحبت نامفهوم.

Common. Similar meaning when referring to continuous indistinct sounds or speech.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000