buttressed

but·tressed/ˈbʌt.rɪst/
verb (فعل)formalpast (گذشته): buttressedpast participle (مفعولی): buttressed-ing (حال): buttressing3rd (سوم): buttresses

فعل — حمایت شده

حمایت شدهتقویت شده

با سازه یا استدلالی پشتیبانی یا تقویت شده باشد.

Supported or reinforced with a structure or argument.

«ساختمان برای جلوگیری از ریزش تقویت شده بود.»

The building was buttressed to prevent collapse.

«استدلال او با شواهد قوی حمایت شده بود.»

His argument was buttressed by strong evidence.

تفاوت با واژه‌های مشابه
supportedپشتیبانی شده

متداول. در زمینه حمایت فیزیکی یا معنوی قابل تعویض است.

Common. Used interchangeably in contexts of physical or abstract support.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000