در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دارای دکمههایی که بسته شدهاند.
Having buttons fastened or closed.
«او پیراهنی دکمهخورده پوشیده بود.»
“He wore a buttoned shirt.”
«کت با وجود باد، دکمهخورده باقی ماند.»
“The coat remained buttoned despite the wind.”
متداول. به معنای چیزی که محکم بسته شده باشد.
Common. Similar meaning referring to something securely closed.