buttocked

but·tocked/ˈbʌt.əkd/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more buttockedsuperlative (عالی): most buttocked

صفت — دارای باسن

دارای باسن

دارای باسن با فرم یا شکل مشخص.

Having buttocks of a specified type or shape.

«او به اندام قوی و باسن برجسته‌اش تحسین کرد.»

She admired his strong buttocked physique.

«مجسمه به گونه‌ای ساخته شده بود که باسن را برجسته نشان دهد.»

The statue was buttocked to emphasize human form.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000