در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
حالت یا موقعیت فرمانده بودن یا کاپیتانی کردن.
The state, rank, or position of being a captain.
«کاپیتانی او باعث احترام خدمه شد.»
“His captainship earned him respect among the crew.”
«او به مدت سه سال کاپیتانی کرد.»
“She held captainship for three years.”
رسمی. به طور کلی به رهبری گروه اشاره دارد، نه صرفاً کاپیتانی تیم یا کشتی.
Formal. Refers broadly to leading a group, not specifically naval or team captaincy.