در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نوعی گاومیش آبی اهلی بومی فیلیپین که به خاطر قدرت و کاربردش در کشاورزی شناخته شده است.
A type of domestic water buffalo native to the Philippines, known for its strength and use in agriculture.
«کشاورزان در فیلیپین از کارابائو برای شخم زدن مزارع خود استفاده میکنند.»
“Farmers in the Philippines use carabao to plow their fields.”
«کارابائو نماد ملی فیلیپین است.»
“The carabao is a national symbol of the Philippines.”
گوشت گاومیش آبی فیلیپینی که گاهی به عنوان غذا استفاده میشود.
The meat of the carabao, sometimes used as food.
«گوشت کارابائو یک ماده اولیه رایج در برخی غذاهای فیلیپینی است.»
“Carabao meat is a common ingredient in some Filipino dishes.”
«آنها یک خورش با گوشت کارابائو درست کردند.»
“They prepared a stew with carabao.”