carnel

car·nel/ˈkɑːrnəl/
carn-flesh-elrelating to
adjective (صفت)archaic

صفت — گوشت‌محور

گوشت‌محوربدنی

مربوط به گوشت یا بدن، به‌ویژه به صورت جسمی یا شهوانی.

Relating to the flesh or body, especially in a physical or sensual way.

«او با تمایلات جسمانی خود دست و پنجه نرم می‌کرد.»

He struggled with his carnel desires.

«رمان به لذت‌ها و دردهای جسمانی می‌پردازد.»

The novel explores carnel pleasures and pains.

تفاوت با واژه‌های مشابه
carnalشهوانی

رسمی. معنی مشابه دارد اما 'carnal' شکل رایج‌تر است و 'carnel' از مد افتاده است.

Formal. Similar meaning but 'carnal' is the more common form in use today; 'carnel' is archaic.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000