carney

car·ney/ˈkɑːr.ni/
noun (اسم)informalplural (جمع): carneys

اسم — کارگر شهربازی

کارگر شهربازینمایشگر شهربازی

اصطلاح غیررسمی برای کارگر یا نمایشگر شهربازی یا گردونه سرگرمی.

Informal term referring to a carnival worker or performer.

«کارگر شهربازی قبل از جشنواره دستگاه‌ها را نصب کرد.»

The carney set up the rides before the festival.

«او با یک کارگر شهربازی ازدواج کرد و همراه نمایش سفر می‌کرد.»

She married a carney and traveled with the show.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000