carpal

car·pal/ˈkɑrpəl/
carprelated to wrist bones-alpertaining to
adjective (صفت)technical

صفت — مچیه

مچیهمربوط به مچ دست

مربوط به استخوان‌های مچ دست.

Relating to the bones of the wrist.

«استخوان‌های مچ دست، دست را به بازو وصل می‌کنند.»

Carpal bones connect the hand to the arm.

«او از سندروم تونل کارپال رنج می‌برد.»

He suffered carpal tunnel syndrome.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wristمچ دست

رایج. اسم برای بدن، کارپ صفت مرتبط.

Common. Noun for that body part; 'carpal' is the related adjective.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000