catch a cold

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/kætʃ ə ˈkoʊld/
phrase (عبارت)common

عبارت — سرما خوردن

سرما خوردنسرماخورده شدن

به سرماخوردگی مبتلا شدن.

To become ill with a common cold.

«ممکن است در این باران سرما بخوری.»

You may catch a cold in this rain.

«بعد از سفر سرما خوردم.»

I caught a cold after the trip.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000