checks

/tʃɛks/
1noun (اسم)commonplural (جمع): checks

اسم — چک

چکبرگ پرداخت

دستور کتبی که به بانک جهت پرداخت پول از یک حساب داده می‌شود.

Written orders directing a bank to pay money from an account.

«برای پرداخت اجاره‌خانه چک نوشتم.»

I wrote a check to pay the rent.

«چک را در حساب بانکی خود واریز کرد.»

She deposited the check in her bank account.

تفاوت با واژه‌های مشابه
chequeچک

املا بریتانیایی 'check' به معنی دستور پرداخت، معنای مشابه.

British spelling of 'check' meaning payment order; same meaning.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): checkedpast participle (مفعولی): checked-ing (حال): checking3rd (سوم): checks

فعل — بررسی کردن

بررسی کردنکنترل کردن

بررسی یا بازبینی برای اطمینان از صحت یا درستی.

To examine or inspect for accuracy or correctness.

«لطفاً قبل از ارسال جواب‌هایت را بررسی کن.»

Please check your answers before submitting.

«آن‌ها مدارک را با دقت بررسی کردند.»

They checked the documents carefully.

تفاوت با واژه‌های مشابه
inspectبازرسی کردن

رسمی. نوع دقیق‌تر و رسمی‌تر چک کردن.

Formal. A more thorough and official form of checking.

verifyتأیید کردن

رسمی. برای تأیید صحت معمولاً بعد از بررسی.

Formal. To confirm accuracy, often after checking.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000