در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دارای بافتی که برای جویدن زیاد نیاز است، به خاطر متراکم یا چسبناک بودن.
Having a texture that requires a lot of chewing because it is dense or sticky.
«این آبنبات بسیار جویدنی است.»
“This candy is very chewy.”
«استیک جویدنی و سخت برای خوردن بود.»
“The steak was chewy and hard to eat.”
متداول. وقتی غذا سخت جویدنی باشد جایگزین است، اما گاهی بیشتر به سختی اشاره دارد.
Common. Often used interchangeably when food is hard to chew, but can imply hardness rather than stickiness.