chicker

chick·er/ˈtʃɪkər/
noun (اسم)informalplural (جمع): chickers

اسم — جوجه

جوجهفرد (غیررسمی)

اصطلاح محاوره‌ای یا محلی که ممکن است به جوجه یا فردی اشاره داشته باشد؛ کاربرد نادر

Informal or dialect term possibly referring to a young chicken or a person; rare usage

«کشاورز چند جوجه در مرغداری نگه داشت.»

The farmer kept several chickers in the coop.

«او فرد دوست‌داشتنی‌ای از روستا است.»

He’s a friendly chicker from the village.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000