در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دارای چانهای برجسته، به خصوص چانهای که به طور غیرمعمول بزرگ یا قابل توجه است.
Having a prominent chin, especially one that is unusually large or noticeable.
«او خط فک چانهدار را از پدرش به ارث برده بود.»
“He inherited a chinny jawline from his father.”
«هنرمند نیمرخ چانهدار او را به زیبایی به تصویر کشید.»
“The artist captured her chinny profile beautifully.”